سلام من میلاد ۲۱ ساله از دزفول عشقم خاکستر شودو با اولین باد ناپدید شد عشق سوخته هرجا که هستی برات ارزوی موفقیت میکنم از سمیم قلب دوست دارم هرچند اشکام اجازه نوشتن نمیدن فقط این روزا بجای اشک خون گریه میکنم چطور میشه اخه فراموشت کنم خاطراتمونو عشق رفته خدا بهمرات گل من بایییییییی

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 10:17  توسط میلاد
|
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:33  توسط میلاد
|
شعری که جو
شید از دلم اینبار باشد مال تو.
احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو.
از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم .
پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو.
باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ،
قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو.
چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن .
حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.
جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد.
قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 18:16  توسط میلاد
|




چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت
دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه
داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی
حس کنی که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی
که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما
وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو
خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار
تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب
بگی گل من باغچه نو مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 18:6  توسط میلاد
|
|
چه زیباست به خاطر تو زیستن |
|
چه زیباست به خاطر تو زیستن
و برای تو ماندن
و به پای تو مردن
و به عشق تو سوختن
و چه تلخ و غم انگیز است
دور از تو بودن
برای تو گریستن
و به عشق زیبای تو نرسیدن
ای کاش می دانستی بدون تو
مرگ گواراترین زندگی است
 | |
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:27  توسط میلاد
|

نخ داخل شمع از شمع پرسيد:چرا وقتي من ميسوزم تو آب مي شوي...؟شمع جواب داد: مگه ميشه كسي كه تو قلب من بسوزه و من اشكي نريزمشونه هام رو بهت قرض میدم که روشون گریه کنی ..گوشام رو تا بشنوه صدانو...دستامو تا اونا رو بگیری..پاهام که همراهیت کنه .. ولی قلبمو نمیدم..چون ار قبل مال خودت بوده.
منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه"
+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 19:59  توسط میلاد
|
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 20:20  توسط میلاد
|
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 20:15  توسط میلاد
|
واسه چشمات پر شعرم، تو دليل قصه هامي !
واسه خاطر تو نوشتم
واسه دل تو
واسه نگاه تو
واسه عشقمون
واسه تو که مدت هاست نه چشمام نگاهتو ديده و نه گوشام صداتو شنيده
مي دونم که تا ابد هم بايد انتظار کشيد
انتظار ...
انتظار بي پايان ...

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 19:10  توسط میلاد
|
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 21:0  توسط میلاد
|
خواستم زندگي کنم در را بستند. ميخواستم ستايش کنم گفتند :خطرناک است ميخواستم عاشق شوم گفتند: گناه است. ميخواستم گريه کنم گفتند: بهانه است. ميخواستم بخندم گفتند: ديوانه است. به راستي سخن گفتم، گفتند: بيهوده است. پس فرياد زدم زندگي را نگه داريد ميخواهم پياده شوم
شیما
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 20:26  توسط میلاد
|
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 15:49  توسط میلاد
|
عشق واقعي اينجوري بايدباشه
عشق خاطره اي است که زمان را توان نابودي آن نيست.
نوايي است روح پرور. شاد و خوش آهنگ. نوايي که ترنم آن
به گوش نمي رسد.

شیما
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 15:42  توسط میلاد
|
خلوتم را نشكن
شايد اين خلوت من كوچ كند
به شب پروانه
به صداي نفس شهنامه
به طلوع اخرين افسانه
و غروبي كه در ان
نقش ديوانگي يك عاشق
بر سر ديواري پيدا شد.
خلوتم را نشكن
خلوتم بس دور است
ز هواي دل معشوق سهند
خلوتم راه درازي ست ميان من و تو
خلوتم مرواريد است به دست صياد
خلوتم تير وكماني ست به دست سحر
خلوتم راه رسيدن به خداست
خلوتم را نشكن
شیما
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 15:36  توسط میلاد
|
سلام
از امروز من به جای آقا میلاد وبلاگو آپ می کنم تا از سربازی بییاد ایشا لله وقتی بییاد ازمن راضی باشه
من شیما هستم
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 13:26  توسط میلاد
|
همیشه آغاز کسی باش که پایان تو باشد 
گرچه این دنیا ندارد اعتباری این را نوشتم تا بماند یادگاری




دفتر عشق
با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را
در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم،
و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت
تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...







+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 9:38  توسط میلاد
|

والنتاین بر همه ی عاشقا ی دنیا مبارک باد
مینا جونم دوست دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 22:52  توسط میلاد
|
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:35  توسط میلاد
|
با تو می گویم
مینای من
با تو که
از آمدنت دیری نگذشته است،
اما از رفتنت
سخت در هراسم
چرا که اگر بروی
زندگی را هم خواهی برد
و من
همچو صحرایی خشک
از گرمی آفتاب خواهم سوخت

مینا یعنی
زندگی
امید
عشق
بدون مینا
من هیچم
هیچ
همچو غباری که باد مرگش را
هر لحظه
فریاد می زند

اگر چشمان من درياست
تويي فانوس شبهايش
اگر حرفي زدم از گل
تويي معنا و مفهومش
به لبخندت كه همچو لبخند گلهاست
به رخسارت كه چون مهتاب زيباست
چو ن اي نازنين تا زنده هستم
تو را من دوست دارم مي پرستم
نمي خواهم به جز من دوستدار ديگري باشي
براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نمي خوام صفاي خنده ات را ديگري ببيند
نمي خوام كسي نامش به لبهاي تو بنشيند
نمي خوام كسي نقش چهره ات در خاطرش ماند
نمي خوام نگاهي در نگاه تو در آميزد
نمي خوام به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خوام كسي يارت شود در ره مستي
نمي خوام به جز من يار كسي باشي

و امروز من تنهام...
تنها از کسانی که هیچ گاه پا به پای اشکانم اشک نریختند...
تنها از دستانی که دست هایم را به وقت شادی و غم نگرفتند....
تنها از در و پنجره هایی که به روی امید گشوده نشدند....
و تنها از چشمانی که آیینه ی چشمانم نبودند...
و کاش تنها نبودم....
کاش در دوران کودکی ام مانده بودم....دورانی که اگر دوستت می داشتند،فقط برای وجود خودت بود....
و حالا چه؟!حالا فقط مرا برای زمانی می خواهند که بارانی باشند و من خسته از بارانی بودن هام...
ای تو....ای تویی که امیدم به توست...چترم باش نه برای دلتنگی هایم و نه زمانی که بارانی ام...چترم باش
تا چترت باشم...و چترم باش تا به چتر بودنم اعتراضی نکنم... .
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 21:5  توسط میلاد
|
فریاد زدم : به خدادوستت دارم ، من....من عاشق توام
گفت :اما من عاشق اونم
بلندترفریادزدم : من بدون تو میمیرم ..حالا اگه میخوای
بری.. برو ولی مرگه من پای تو
خندیدوگفت : من اگه زنده ام ،اگه نفس میکشم به امید اونه
گریه ام گرفت وگفتم : اما اگه تو بری من چکارکنم
دیگه هیچکسو ندارم
گفت :اما من بدون اون همه چی دارم،فکراون ،خیال اون ،رویای
اون ،خاطرات اون ،.....
گفتم : قسم میخورم که تا آخرعمرم که چیزی به رسیدنش
نمونده منتظرت بمونم آخه من عاشقم ، تو باورنکن ..گفتم همیشه چشم به راهتم
آروم خندیدوگفت :اما اون آزاده ، اگه برنگرده
همیشه چشم به راهش میمونم اما ا گه برگرده..........
گفتم : بهت ثابت میکنم عشقه من عشقه نه هوس!
چیزی نگفت وآروم خندید و رفت...
فریاد زدم :یادت نره که من همیشه منتظرتم تا برگردی....
.......................!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دلش گرفت رفت تا باکسی که میگفت عاشقشه و
همیشه منتظرشه حرف بزنه ،هرچی باشه هردو عاشقن ودرد
همدیگه رومیفهمن
چند روز بعد برگشت
گفت : سلام ....
گفتم : شما
گفت : من.......
گفتم :واسه چی اومدی پیش من لیاقت تو همونه !!
احساس خوبی دارم ،من هیچوقت به دلم خیانت نکردم.....

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 14:43  توسط میلاد
|